|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
بیشتر از همه ما دل اونهایی میسوزه که خودشون رو به آب آتیش زدند تا بازیهای ایران اسلامی رو از نزدیک تماشا کنند با هزاران دلار صرف هزینه که انگار ریختن تو جوی آب.

این هم نمونه ای از ابتکارات پوششی ایرانیها

الان این همسر آقا مهدی کلی ناراحته که شوهرش تواین بازیها نتیجه ای رو نگرفته،

و در عوض این همسرش کلی خوشحاله که آقا مهدی رو مغموم میبینه آخه این یکی صیغه ای هستش و حق و حقوق درست و حسابی نداره بنده خدا.

شما هم دیگه راحت بگیرید بشنید سر جاتون که دیگه از جشن خبری نیست.
خدا کنه این ایتالیا و اسپانیا هم زودتر حذف بشن تا این نسرین بانو هم بگیره شبها راحت بخوابه.
آمین یا رب العالمین.
فکر میکنم این حق خواهی در واقع خواسته ای از مردها باشه تا حق زنها رو نخورند ولی بنظر من زنها باید حقشون رو از خودشون طلب کنند ، چون این خودشون هستند که باعث این حق خوری میشند.
بطور مثال وقتی یک دختر خانم میخواد ازدواج کنه مادرش اولین حرفی که در مقام نصیحت میزنه اینه که :
مادر حون هر چی شوهرت گفت بگو چشم
همون مادر وقتی پسرش میخواد ازدواج کنه بهش میگه:
مبادا بزاری زنت سوارت بشه.
تو جامعه ما این یک رسمه که زن باید مطیع شوهرش باشه و در واقع این رسم توسط خود زنان نهادینه شده که خود زنان هم باید اون رو از بین ببرند ، این مادران هستند که از داشتن فرزند پسر در پوست خوشون نمیگنجند و این مادران هستند که در خانواده، دختران را خدمتگزار مردان بار میارند، پس برای شروع باید اولین فریاد رو بر سر زنان کشید که:
ای زن حق زن رو برسمیت بشناس
|
|