تبليغاتX
روز نوشت های من در بلژیک
 
روز نوشت های من در بلژیک
 
 
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت
 
راستش این محیط مجازی میتونه یه محیط آماری خوبی باشه برای اینکه بدونیم چند مرده حلاجیم.

ما ایرانی ها به مسایل سیاسی علاقه زیادی داریم ، حداقل در مقایسه با اروپاییها و هر مسیله ای رو سریعا به سیاست وصل میکنیم و مثلا از خمیر بودن نون در نونواییها بحث سیاسی رو شروع میکنیم و به بلشویکها در روسیه ختمش میکنیم .

همه مسایل دنیا رو هم با عینک دایی جان ناپلیونی نگاه میکنیم  و دست انگلیزیهارو تو یکی از سوراخهای دنیا فرو میبریم و اینطوری معادله رو حل میکنیم ، یعنی مثل مسایل مثلثات که باید یه طرف رو اونقدر حل و کوچیک میکردیم تا به یک برسیم ، انگلیس رو بعنوان عدد یک میگریم و همه اتفاقات رو برابر میکنیم با این کشور .

اما واقعیت  یه چیز دیگه است و اون هم عدم مطالعه خودمونه .

حالا چرایی که من به این مطلب رسیدم اینه که تو این وبلاگها وقتی میریم هر جا که به جوک و لطیفه و موسیقی و... میرسیم ، خدادتا کامنت میبینیم ولی من یه وبلاگ سراغ دارم که نویسندش بهترین مقاله های روزنامه های دنیا رو ترجمه میکنه و در اختیارمون میذاره ولی واقعا از نظر من مورد کم لطفی واقع میشه و کامنتهای کمی براش ثبت میشه و این نشون دهنده این میتونه باشه که ما بدون مراجعه به منابع مفید ، اقدام با اظهار نظر میکنیم و اکثر فضل پراکنیهامون هم  به دور ازپشتوانه اطلاعاتی هستش که باید واقعا یه فکری براش بکنیم.

باید قدر آرمین ها و اطلاعاتی که در اختیارمون قرار میده رو بهتر از این بدونیم

 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 23:0  توسط امیر  | 
این حوادث اخیر در آذربایجان هم از اون دسته مسایلی هستش که ذهن رو قلقلک میده تا به مسایلی که پشت پرده این جریان هست بهتر نگاه کنیم .

آذری زبانهای ایران در این ماجرا دمل چرکینی رو باز کردند که سالها از اون رنج میبرند ، اینکه هر روز شاهد جوکی هستند که به نوعی زبان و قومیت اونها رو بازیچه قرار میده مطمینا دردآور هستش ، این رو منی که چند سال در اقلیت یک کشور قرار دارم خیلی خوب میفهمم ، این که وقتی اسم ایران به زبون میاد طرف با یک ادایی از کشورم بعنوان پایتخت ترور یاد میکنه که واقعا درد ناکه و ترکهای ایران سالهاست که دارند این درد رو تحمل میکنند ولی امروز اون رو بروز دادند و فقط یه کاریکاتوریست از همه جا بیخبر این وسط پاسوز شده.

دو قوم آذری و گیلک ایران از اون دسته اقوامی هستند که همیشه در مسایل آزادی خواهی پیشگام بودند و امروز دارند جریمه گذشته پرافتخارشون رو پس میدند .

خواستگاه قیام مشروطه رو بدرستی میشه آذربایجان دونست و رضا خان پس از به قدرت رسیدن،  از این آزادی خواهی بدرستی آگاه بود و اون رو خطری برای خواسته خودش که داشتن حکومتی سلطنتی و دیکتاتوری بود میدونست و پس از جریانات پیشه وری مستمسکی بدست آورد تا به کوبیدن قوم آذری بپردازه که در اولین اقدام چهل تن از ترکان رو به کشور قبرس تبعبد کرد و همزمان چهل خر رو به ایران وارد کرد تا به این عنوان ارزش برابری ترک و خر رو ایجاد کنه و حتما این جمله رو شما هم شنیدید که:

اونوقت میرند خر از قبرس میارند

 که این مطلب از همین جا نشات گرفته.

ولی نسبت بیغیرتی که به هموطنان شمالی ما میزنند از کجاست؟

در زمان ماجراهای میرزا کوچک خان جنگلی ، وقتی که مردم برای پیوستن به میزا به جنگل میرفتن و زن و فرزندان رو رها میکردند ،حاکمان محلی برای جلوگیری از پیوستن اینها، شایع میکردند که اینها افراد بیغیرتی هستند که زن و بچه رو ول میکنند و برای الواتی به جنگل میرند و همین شایعه در تهران در مورد شمالیها عنوان میشد که بعله رشتیها (که نماد گیلانیها بود)بیغیرت هستند و در بین عوام رواج پیدا کرد.

این در حالیه که اکثر اساتید دانشگاهی در ایران به خصوص در رشته های ریاضی و فیزیک و شیمی از میان همین دو قوم هستند و نسبت این اراجیف به اونها از این سیاست کهنه تفرقه بنداز و حکومت کن سرچشمه میگیره.

متاسفانه هموطنان آذری و سایر اقوام هم در این ماجرا بی تقصیر نیستند و به رواج این سیاست دامن میزنند و اکثر این فتنه ها رو زیر سر فارس ها میدونند و همیشه در صدد این هستند تا به نوعی تلافی کنند ، کافیه که شما یک بار از تهران به تبریز تشریف ببرید تا از برخورد اونها متوجه این قضیه بشید،امروز هم مشکلات سیاسی در کشور رو به گردن فارسها انداخته و داعیه جدایی در سر دارند در حالی که اگر کمی ریزتر نگاه کنیم میبینیم که ترکها در هیچ وحله ای در سیاستهای کشوری بی تاثیر نبودند .

 سلسله بی کفایت قجر ها و رواج مذهب شیعه در سیاست های حکومتی در صفویه و حکومت بی افتخار سلجوقیان گواهی بر این ماجراست.

یک روز با یک هموطن آبادانی صحبت میکردم که معتقد بود همه ثروت ایران از خوزستان هست و مردم این خطه بی نسیب از اون و سخت معتقد بود که تمام پول نفت در تهران هزینه میشه و من بعد از اون که کلی براش توضیح دادم که مگه تهران فقط متعلق به فارسهاست و امروز کمتر تهرانی رو در تهران میبینی و ایشون به خرجش نمیرفت و اجبارا برای بستن بحث گفتم که ما تهرانیها داریم تمام سعیمون رو میکنیم تا به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم تا از خجالتتون در بیاییم و اگر شما نفت رو به ما هدیه کردید ما هم انرژی هسته ای براتون آوردیم.

من در کشوری زنگی میکنم که مردمان آن هم از دو تیره و طایفه هستند و زبان رسمی در این کشور دوتاست ولی هیچوقت ندیدم اینها همدیگه رو مسخره کنند ولی تا دلتون بخواد نسبت به هم انتقاد دارند و این انتقادها  خیلی منطقی بازگو میشه.

امیدوارم ما هم به این رشد اجتماعی روزی دست پیداکنیم که از انرژی هسته ای هم برامون واجبتره.

...................................................................................................

پ.ن من نمیدونم این مشکل از سیستم من هست یا بلاگفا که نمیتونم وارد کامنتدونی دوستانم بشم ، بنا بر این امیدوارم من رو عفو بفرمایید.

امروز روز من نیست چون نه میتونم کامنت بدم و نه موبایلم کار میکنه و قاطی کردم .

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 16:48  توسط امیر  | 
 
  بالا