|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
اما این زیارتگاه چیزهای دیگه ای هم داشت غیر از اونهایی که دیدید از جمله این کوچه باغی که از خواب خدا قراره که سبز تر بشه.

یا این اردک خوشگل که بی خیال همه چیز داره روی آب چرت میزنه

این هماز الاغ عزیز که من رو یاد باغ وحش آنتورپن میندازه که تنها حیوونی که از ایران اونجا بود یه الاغ بود

این هم سگ در گاه حرم

معلوم نیست که حالا کی وقت کنم دوباره پست بزنم ولی اینحور که بوش میاد شما از من فقط از این جور پستها میخوایند و بنابر این من نه مناسب پستهای سیاسی هستم نه اجتماعی و نه ادبی .
باشه چشم من هم از همینها تحویلتون میدم ولی قول نمیدم که سراغ مطالب دیگه نرم.

این هم یکی از زوار این زیارتگاه که البته تعداد زوار به اعداد دست هم نمیرسه و اغلب سن وسال این زایران از هفتاد به بالا است که خودش نشون دهنده امار امید به زندگی افراد در این کشور است.

نمای یکی از غرفه های این زیارتگاه

داستان مرگ حضرت عیسی که از اونجایی که مردم این کشور اغلب کاتولیک هستند به مرگ یا شهادت عیسی آنگونه که در اسلام به اون اشاره شده نگاه نمیکنند.

پ.ن جلال در مورد این کاشیها سوال کرده بود که باید بگم در ورودی اینجا مغازه ای استکه شمع و تسبیح و مهر و عطر مشهدی و صلیب و شمایل عیسی و مریم میفروشه که صاحبش فکر میکرد چیزای با ارزشی هستند و اجازه عکس گرفتن نداد و همون مغازه هم این کاشیهارو میفروشه و روی این کاشیها با سه چهار جمله مختلف که همگی معنی تشکر کردن رو میرسونه متنوع شدند.
پ.ن۲ میثم در مورد شلوغی و خلوتی اینجا پرسیده بود که باید گفت خیلی خلوته و در عوضش خیلی آروم و جای خیلی خوبیه برای راز و نیاز کردن به قول نسرین تو ایران هروقت میرفتیم جایی برای زیارت اونقدر همه گریه زاری میکردند و دردشون رو فریاد میزدند آدم یادش میرفت برای چی اومده و بعضی ها هم که فکر میکردن خدا ناشنواست و عجب دادی میزدند.
پ.ن ۳ هستی نوشته بود که فکر میکرده این زیارتگاه در پرتقال هست ولی تا اونجایی که من میدونم در پرتقال زیارتگاهی است که به اون فاتیما میگند و اونجا بانویی رو دیدند که معجزه کرده و خودش رو فاتیما معرفی کرده ولی اینجا جایی نیست که حضرت مریم رو دیده باشند و در واقع ربطی هم به برنادت نداره بلکه برنادت مدتی رو اینجا گذرونده و اون حجرالاسود هم از فرانسه به این جا آودردند و تکه ای از سنگی است که برنادت حضرت مریم رو بر روی اون دیده. چند سال پیش هم جنازه برنادت رو سالم از قبر در آوردندن که حالا هم تو یک موزه مذهبی دارند نگهداری میکنند.
به هر حال اونجا آدم حسابی ای نبود تا ازش درست حسابی سوال کنم ولی حتما در موردش پرس و جو میکنم و براتون مینویسم اما نه حالا بعدا.
|
|