|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |

داخل غار که شبیه سقا خانه های خودمون هست با همون بوی پارافین سوخته جایی است برای ادای نذر

سقف این غار از قندیلهایی تشکیل شده که از دوده سیاه شده و مشخس نیست که این قندیلها آیا طبیعی است و یا قبلا بدست انسان برای تزین ساخته شده بود اما از ظاهر امر پیداست که ریشه درختانی که بر روی تپه رویش دارند در ساخت این قندیلها بی تاثیر نیستند و در بعضی قسمتها اجسامی به ته این قندیلها فرو کرده اند تا از ریزش آب جلوگیری شود.

در ضلع سمت راست تپه ای که غار درون آن قرار دارد چشمه آبی است که امروزه با لوله کشی دسترسی به آن را راحت کرده اند و این آب نیز متبرک و مقدس است و در بالای این آبخوری تابلویی است که سفارش بانوی مقدس به برنادت است که به وی گفته:
از این آب بنوشد و خود را بشوید و برزمین بوسه زند و...

در همه جای این زیارتگاه مکانی برای قرار دادن کاشیهایی که مضمونی از تشکر دارد پیشبینی شده که گویا افرادی که حاجت خود رو گرفته اند این کاشیها را اینجا میگذارند تا نشانی از قدر شناسی باشد.

این قسمت نیز به پایان رسید و در پست آینده به نکات دیگری از این مکان میپردازم.
همه مردم دنیا بدلیل احساس نیازی معنوی به ساختن زیارتگاها اقدام میکنند و این مکانها به جایی بدل میشود که مردم تمام امواج مثبت خود رو در این جاها رها میکنند و بدلیل وجود این امواج احساسی آرامش بخش به بازدید کنندگان این ابنیه دست میده .
در شهر گنت منطقه ای است بنام بورن هوف که در این منطقه زیارتگاهی است که به زیارتگاه "بانوی عزیز ما" معروف است.
در بدو ورود به این مکان با کلیسایی مواجه میشوید که از کلیساهای مادر در بلژیک محسوب میشه و متولی بسیاری از ابنیه و مکانهای مذهبی در شهر گنت است.

در سردر این کلیسا با تصاویر کنده کاری شده بسیار زیبایی بر خورد میکنید که نشان از داستانهایی مذهبی از عهد حضرت عیسی دارد

و این هم تصویری از سردر اصلی کلیسا

چند گامی که از این کلیسا گذر میکنید به زیارتگاه اصلی که در واقع غاری در دل یک تپه است میرسید

درون این غار در واقع مکانی برای روشن کردن شمع زایران نذر دار میباشد و در سمت چپ به استخوانهایی از یک قدیس مدفون شده در غار بر میخورید که به تخته ای از سنگ پیچ و مهره شده است

به هر حال این گوشه ای از عکسهایی بود که تهیه کرده بودم و در پست بعدی عکسهای دیگری که براتون تهیه کردم رو به نمایش خواهم گذاشت.
پای در آب کنیم
نه زیاد
لااقل تا بسر حد وضو
خنکای آب را بر تن کنیم
همه میگویند
روشنایی است این آب
من نمیدانم پس چرا این دنیا
با همه دریا ها
این همه تاریک است
شاید
روشنایی بود این آب
آری بود
اینک از آب گریزان شده اند
دستها آلوده است
قلبها تاریک است
چاره ای باید کرد
پای در آب کنیم
نه زیاد
لااقل تا بسر حد وضو
|
|