|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
همه سایتها خبری نوشته بودند که عده ای در سیستان توسط عده ای دیگه کشته شدند.
ولی اون ....
نه باورم نمیشه....
این تلفن لعنتی ..
من باهاش خندیده بودم تو عروسیش بودم باهم رقصیده بودیم و شادی کرده بودیم ، با هم دعوا کرده بودیم ، اصلا اونجا تو سیستان رفته بود برای چی؟
نمیدونم گلوله رو با چشم باز خورده بود یا بسته.
حتی نمیدونم چرا برای یه روز بهش گفتن شهیدی و روز بعد گفتن نه اشتباه شده تو قبلا پرونده داشتی پس شهید نیستی.
نمیدونم هیچی نمیدونم فقط میدونم حالم خوش نیست
اصلا حالم خوش نیست
آخه اون چرا؟
عرض کنم خدمتتون تو این مدت سرم بسیار شلوغ بود و در این شلوغی کامی رو هم عوض کردم ولی راستش به همین خاطر از وبلاگ نویسی عقب افتادم به دلیل این که ویندوز جدیدم فارسی نداره و من دارم با فارسی نویس بلاگفا مینویسم و هنوز نمیدونم ب سه نقطه و ج سه نقطه کجاست حالا فکرش رو بکنید با این وضعیت باید مطلب قبلی رو هم تکمیل کنم و به همه دوستان که نظر دادند سری بزنم که واقعا فعلا شرمنده ام ولی حتما در اسرع وقت یا این رو درست میکنم یا خودم رو به این سیستم عادت میدم .
تا بعد خدا حافظ
|
|