تبليغاتX
روز نوشت های من در بلژیک
 
روز نوشت های من در بلژیک
 
 
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت
 
فکر میکنم از اون هدف خودم تو این وبلاگ دور شدم راستش قصدم این بود که اینجا بیشتر از بلژیک و فرهنگ مردمش بنویسم ولی باز رفتم اونجایی که نباید برم .

راستش هنوز هم فکر میکنم که ما مشکل فرهنگی داریم ولی نمیشه برای برطرف کردنش مستقیم زد تو خال بلکه باید آروم آروم و از کنار وارد شد .

من هدفم مقایسه دو سرزمین و دو فرهنگ با هم دیگه است که یکی دارای همه شرایط رشد است ولی هیچی نیست و یکی دیگه هیچ چیزی نداره اما برای خودش کسی هست تو این دنیا.

قول میدم که دیگه بحث سیاسی و مذهبی نکنم چون یکی بی پدر مادره و اون یکی بی در و پیکر.

پ.ن راستش از این به بعد سعی میکنم زیاد برای کسی کامنت نذارم چون احساس خاله بازی به من دست داده بنا بر این هر کس اومد قدمش رو چشم هرکس هم نیومد بدونه که من خوننده وبلاگش هستم.

پ.ن من  مطلبی نوشته در باره وضعیت ایاب و ذهاب و اتوبوسهای تهران که بد نیست در برابر اون به این عکس توجه کنیدکه اتوبوسهای بلژیک رو نشون میده که بیشتر حالت دربستی داره.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 3:20  توسط امیر  | 
دیشب برنامه میزگردی در تلوزیون هلندی زبان بلژیک بود که یک پروفسور اسلام شناس از دانشگاه گنت و یک پروفسور علوم سیاسی و یک خانم و آقای ترک مسلمان متولد بلژیک در مورد کارتونهای چاپ شده و عکس العملهای صورت گرفته بحث میکردند.

خانم ترک یه جا گفت اسلام دین آزادی وبرابری انسانهاست که به آقای اسلام شناس خیلی برخورد و گفت خواهش میکنم این حرف رو جلوی من لااقل نزنید چون تمام عمرم رو صرف مطالعه اسلام کردم و چنین چیزی ندیدم و نکته جالبتر این که این آقای بلژیکی بهتر از همشون از اسلام اطلاع داشت و یه لحضه حس کردم روح مرحوم علی دشتی در جسم این آقاست چون ایشون هم معتقد بود سوره های مکی و مدنی شدیدا با هم در تضادند.

نکته دیگه این که در مورد این اعتراضات و مسئله تروریسم همه مسلمونا رو جمع میبندند در حالی که از میان جمعیت یک میلیاردی مسلمونا فقط عده محدودی به ترور متوسل میشند ویا ازاین نوع اعتراضات وحشیانه میکنند و لی با این حال همه مسلمونا رو قاطیه مسئله میکنند.

و اما نظر خودم در این باره اینه که کشیدن این کارتون ها و چاپ اونها کار درستی نیست چون توهین به عقیده یک چهارم مردم دنیاست ولی این طور اعتراضات هم کار درستی نمیتونه باشه چون در زمان چاپ این کاریکاتورها فقط یه عده محدودی اون رو دیده بودند ولی حالا همه کنجکاو شدند اونهارو ببینند درست مثل کتاب آیات شیطانی که حکم قتل سلمان رشدی باعث ثروتمند شدن اون شد وگرنه این کتاب از نظر ادبی هیچ ارزشی رو نداشت من بعضی وقتها فکر میکنم  یه کتابی بنویسم بعد یه پورسانتی به روحانیون عزیز بدم تا حکم قتلم رو صادر کنند چون نتیجه اش معروفیت و ثروته.

پ.ن به واسطه مراحم مزاحم بلاگفا امکان کامنت دادن به دوستان رو ندارم بنابر این از اینجا به شجاع ترین زن دنیا که سن واقعی خودش رو ذکر کرده تولدش رو تبریک میگم.  تولدتون مبارک از طرف من و بانو

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 2:43  توسط امیر  | 
خوب بالاخره این پرونده کذایی هم رفت اونجایی که نباید بره راستش حقش هم همین بود اگه نمیرفت جای تعجب داشت با این سیاستمداران مجرب و سخنرانیهای آنچنانی حق بدید که باید هم میرفت اصلا انگار خودشون میخواستند بره .

البته هر چی میکشیم از این طلای سیاه میکشیم به خدا اگه نفت نداشتیم زندگیمون بهتر بود لااقل دست از سرمون بر میداشتند و اینقدر انقلاب سفید و سیاه برامون راه نمیانداختند ، الان هم باز زیاد خوشحالی نکنید و زیاد هم ناراحتی نکنید، اونهایی که خوشحالند و فکر میکنند دیگه کار حکومت تمومه نه بابا از این خبرا نیست و اونهایی که ناراحتند که فردا آمریکا و بچه هاش حمله میکنند باز هم نه بابا از این خبرا نیست همه اش هم به خاطر همون طلای سیاهه.

لا اقل یه دوسالی طول میکشه که شرایط جنگی پیش بیاد چون اولا باید نفت عراق وارد بازار جهانی بشه و دوما تحریم باعث ضعف قوای ایران بشه.

البته یه احتمال دیگه هم هست و اون یه قرارداد ترکمانچای دیگست که من احتمالش رو زیاد میدونم.

به هر حال در همه موارد این مردم ایران هستش که ضرر میکنه.

فعلا که باید دید چی میشه.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 3:5  توسط امیر  | 
 
  بالا