|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
همین میثم رو میگم که الان نمیدونه عاشقه یا دوستش داره یا شایدم میدونه و ما نفهمیدیم.
خلاصه اینکه چند روز پیش یه پستی زده بود در باره خرافات و من رو کلی به فکر فرو برد و یه تبادل نظری هم با هم داشتیم که دیدم ارزش اینو داره که تو یه پست ازش حرف بزنیم.
راستش خرافات تنها مختص به ایران نیست مردم همه دنیا یه جورایی درگیر این مسئله هستند مثلا تو همین بلژیک مردم به خوش یمنی و بد یمنی بعضی عددها اعتقاد دارند ، به فال هم اعتقاد دارند ، از نعل اسب هم استفاده میکنند و...
اما چیزی که به نظر من مهمه اینه که چه خرافاتی تاثیر بر جامعه داره و چه خرافاتی تاثیر نداره وبیشتر جنبه شخصی داره .
خرافاتی که در بالا مثال زدم از نوع شخصیه و ضرری اگه داشته باشه به خودش مربوطه هر چند که در بسیاری موارد باعث تلقین مثبت میشه و نوعی اعتماد به نفس درست مثل دعا کردن میمونه یا ذکر گفتن.
ولی خیلی از خرافات هست که تشخیصش خیلی مشکل میشه که چطور به جامعه ضرر میرسونه مرحوم صادق هدایت بسی رنج برد در آن سال سی که خرافاتی رو که بیشتر هم جنبه مذهبی داره رو ریشه کن کنه که نشد.
پشت سر این خرافات مذهبی تحریف دینی قرار داره یعنی هرجا که دینی مورد تحریف قرار بگیره اونجا خرافات شکل گرفته که این در مورد اسلام هم صدق میکنه.
لطف کنید نگید که اسلام تحریف نشده چون چیزی که ۱۴۰۰ سال ازش بگذره قطعا مورد تحریف قرار گرفته الان ۲۷ سال از انقلاب میگذره و با وجود این همه تکنولوژی باز هم اختلاف دارند سر اینکه خمینی اون موقع به جمهوریت قائل بود یا نه چه برسه به اصل دعوای علی و معاویه یا حسین و یزید مطمانا اونجا هم تحریف شکل گرفته اون هم با این مردمی که همین الانش یک کلاغ رو چهل تا تحویلت میدند همین که روز عاشورا اسب امام حسین تا زانو تو خون بود واز این جور حرفها فکر میکنید چه جوری شکل گرفته هیچی سم اسب رفته بود رو دست خونیه یه بابایی از اون وقت هر آخوندی رفته بالا منبر یه لیتر اضافه کرده شده این.
البته امام حسین میتونه مثل افسانه رستم که سنبل ناسیونالیستی شده اونهم سمبل آزاده بودن بشه واز خیلی چیزای دیگه چشم بپوشیم ولی اینکه اون رو بهش جایگاهی خدایی بدیم و ازش حاجاتمون رو بخواییم میشه خرافات و اینکه یه عده ای از این سمبل ها سو استفاده کنند و آستان قدسی راه بندازند و از خرافه پرستی مردم استفاده کنند ، خودش میشه عامل عقب افتادگی یه جامعه.
نگاه کنید به همین مراسم عاشورا و تاسوعا ، چی میبینید ، یه عده با قمه و زنجیر میزنند به سرو کلشون ، یه عده دیگ دیگ غذا درست میکنند میدن آدمایی که شکمشون از سیری داره میترکه بخورند در حالی که کلی آدم گرسنه همون جاست که سال تا سال رنگ برنج نمیبینند ، این خرافه نیست؟
دیگه وارد جزعیات(جزئیات) نمیشم فقط خودتون قضاوت کنید اگه یه نعل اسب از خونه آویزون کنید ضررش بیشتره یا دو ماه عزا داری کنید و توسر خودتون بزنید و فردا دوباره دروغ و دغلبازی و فریبکاری؟
ناخنک میزند این ذهن پریشان حالم
بر تن خاطره ها
تکه ای از اینجا
گوشه ای از آنجا
اولین خاطره ام
در شب تابستان
کوچه ای بن بست است
پیر مردی دیدم
پارچه ای بر سر داشت
و کلنگی در دست
من از او ترسیدم
او به من لبخند زد
و من امروز چه شرم آگینم
که در آن روز چه فریاد زدم
سالها چون که گذشت
پیرمردی دیدم
که نه دستمال بسر داشت
نه نایی که کلنگ بر گیرد
تا که لبخند بیاید به لبم بنشیند
او نفس خالی کرد
و من امروز جه شرم آگینم
که گل لبخندم
دیر به لب میاید.
بارها تجربه کردم که ملیتهای دیگه خیلی خوب همدیگه رو ساپورت میکنند ولی ایرانیها خیلی قشنگ زیراب هم رو میزنند باور نمیکنید اگه بگم اینجا خواهری رو دیدم که از خواهر خودش به پلیس گزارش کرد که اونها از پاس جعلی استفاده کردند، من این رو از ضعف فرهنگی میدونم و شما هر جور که مایلید توجیه کنید.
باید خارج از ایران باشید تا از بیرون گود تماشا کنید که ببینید ما به کجا رسیدیم اینجا از گروههای سیاسی گرفته تا اجتماعاتی که کارهای فرهنگی میکنند همه قائل به فردیت هستند و همیشه این گروهها انشعاب دارند ولی هیچ وقت اعتلافی از اینها نمیبینید یعنی اینکه ما یا نمیتونیم با هم باشیم ویا اگر باشیم خیلی کوتاه وبعد از جدایی هم همونهایی که تا دیروز رفیقمون بودند حالا خائن هستند.
هممون از تمدن ۲۵۰۰ ساله حرف میزنیم حرف هممون هم اینه که افتخار داشتن یکی از کهنترین تمدنهای دنیا رو داریم ولی غافلیم از اینکه تمدن ما ۱۴۰۰ سال پیش رفته به سی سی یو یعنی نمرده ولی باید دعا کرد که سالم بشه.
نگاه کنید به این تمدن ۲۵۰۰ ساله ، سازنده نیمی از این تمدن تنها ۴سلسله پادشاهی است وسازنده نیم دوم آن را بیش از ۳۰۰ سلسله و فرمانروایی تشکیل داده یعنی ما در نیمی از تاریخمان ثبات فرهنگی و به تبع اون ثبات سیاسی داشتیم و در نیم دیگر نه ثبات سیاسی داشتیم و نه فرهنگی پس تا زمانی که از نظر فرهنگی خودمون رو پیدا نکنیم به هیچ جایی نمیرسیم.
تاریخ چیزی نیست که با اون بخواهیم پز بدیم تاریخ برای عبرت گرفتنه.
|
|