|
روز نوشت های من در بلژیک
|
||
|
چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت |
پیرو پست پیشین در این پست برآن شده ام تا مطالبی را در ارتباط با تحصیلات عالیه در بلژیک تقدیم حضور نمایم لذا از شما سروران گرام تقاضا دارم عنایت فرموده نسبت به نشر این مرقومه اقدامات لازم را مبذول فرمایید.
حصول تحصیلات در مکتبخانه های عالیه ملک سلطانی بلژیک بر دو گونه هموار میباشد:
الف بر سبک نگارش و گفتار به لسان هلندای
ب بر سبک نگارش و گفتار به لسان انگلیزی
تبصره: موضوعه فوق در مورد تحصیلات در ایالات هلندای زبان میباشد بالاخص مدینه مکرمه گنت(خنت) که این حقیر فقیر مسکون بدانجای میباشم.
تحصیل به سبک هلندای زمانی جایز است که محصل در بدو ورود به مکتب خانه عالی باشد و مایل به اخذ لیسانس.
تحصیل به سبک انگلیزی زمانی جایز است که محصل در صدد تکمیل تحصیلات عالیه باشد . فالمثل محصل لیسانس خود را در مملکت مطبوعه اخذ کرده و چنانکه برگردان آن مورد صلاح صاحبان مکتب خانه های بلژیک قرار گرفت ، جواز تحصیل به لسان اگلیزی را دارد وگرنه بالاجبار به زبان هلندای بایسته است که از ابتدا بداعت تحصیل در مکتب خانه نماید.
تبصره۲ برای تحصیل در فنون واجبی برای اگزام (کنکور) نیست لیکن برای طی دوران مربوط به طبابت واجب به اگزام است.
هزینه تحصیل بالغ بر سه کرور تومان (هر کرور پانصدهزاراست) در ماه است( شهریه/اغذیه / ایاب و ذهاب/ مسکن).
نحوه تحصیل بر پایه سالیانه بنا شده است و متوسط نمرات سالیانه برای توفیق مبذول میشود.
باشد که مورد عنایت حضرات عالی واقع شود.
امیرالکتبا
بیست و نهم دیماه سنه هزارو سیصدو هشتادو چار
دوما اینکه این نوشته زیر عکس که توضیحات وبلاگ هست برای من خیلی دردسر درست کرده آخه دلتنگی برای من حرام اعلام شده انگار اگر کسی خارج از ایران باشه و چون از دید خیلیها تو ایران چیزی برای دلتنگی نیست من هم نباید دلم برای کوچه خیابونهای تهرانپارس و یا برای مادرم وبرادرام و یا دوستانم تنگ باشه بابا بخدا تو ایران هم که بودم تو بعضی محله ها که میرفتم دلم برای محله خودم تنگ میشد چه برسه به اینکه فرسنگها از اونجا دور باشی.
سوما اینکه مهاجرت و این حس رفتن به سرزمینی دیگه فقط مخصوص ما ایرانیا نیست هر ملیتی یه جورایی از جایی که هست ناراضیه مثلا همین بلژیکیا با وجود داشتن رفاه و مملکتی آزاد و آرام باز هم میگردن دنبال یه سرزمین گرم و خورشید دار ، بلژیکیهایی که حالا از سر تصادف از ایران دیدن کردن معتقدند که خوشی زیر دل ما ایرانیا زده که پا شدیم اومدیم اینجا چون خونه های ایرانی رو به قصر تشبیه میکنند و قشنگیهای اصفهان و شمال ایران رو منحصر به فرد میدونند و مردم ایران رو مهمان نواز (از این حس غریب پرستی ما ایرانیا زیاد آگاه نیستند).
چهارما اینکه در پست بعدی برای اون دسته از دوستانی که ایمیل زده بودند ودر رابطه با دانشگاههای اینجا سوال داشتند توضیحاتی رو میدم.
پنجما اینکه حالتون خوبه؟
ششما اینکه ای لاگ که میروی بسویش از جانب من ببوس رویش
باقی بقای شما ملالی نیست بجز دوری از شما.
یا حق
چطوری مردن هم میتونه جزو آرزوهای ما باشه من خودم اصلا از مردن نمیترسم این رو جدی میگم ولی چطور مردن برام مهمه مثلا از غرق شدن و سوختن خوشم نمیاد.
حالا چرا یهو یاد مردن کردم؟
ده سال پیش تو یه همچین روزی ساعت چهار بعد از ظهر برگشتم خونه که با جنازه پدرم روبرو شدم همیشه از بخاطر آوردن این خاطره ابا دارم ولی اگه قراره یه بار در سال یادش کنم امروز وقتشه.
خیلی سخته صبح که از خونه میزنی بیرون یکی هست شب دیگه نیست یا روز قبلش اونقدر باهاش خندیده باشی و فرداش از نبودش گریه کنی باورش اصلا سخته....
میدونید من اصلا همون شب شروع کردم به سیگار کشیدن راستش لجبازی کردم باهاش آخه هر وقت میگفتم بابا سیگار نکش میگفت میخوام ولی نمیتونم من شروع کردم برای اینکه بهش ثابت کنم که میشه هنوز که نشده(نمیدونم مادرم این رو میخونه یا نه آخه تا به حال پیش اون سیگار نکشیدم و نخواهم کشید)
خلاصه این ده سال گذشت ولی چه سخت گذشت فکرش رو بکنید یه خونه ای ستون نداشته باشه هر لحظه دغدغه ریختنش رو دارید پدر ستون خانوادست.
خلاصه اینکه حالا دلم برای خودش که تنگ شده هیچ دستم به سنگ قبرش هم نمیرسه تا یه دل سیر گریه کنم اونجا اصلا مال گریه کردنه هیچکس هم بهت کاری نداره خجالت هم نمیکشی آی گریه میکنی.
ولی دلم برای مادرم بیشتر تنگ شده آخه امید دیدنش رو دارم دلم میخواد وقتی دیدمش سرم رو بزارم رو دامنش میدونم چشام نمناک میشه بغض میکنم و هی اون بغض رو فرو میدم و یواشکی چشمام رو با گوشه دامنش پاک میکنم تا مبادا چشمش به چشمای نمناک من گره بخوره و دلش بشکنه.
ببخشید میدونم که اینجا جای این جور حرفا نیست ولی بذارید لااقل سالی یه بار خودم رو ول بکنم خالی بشم.
راستی ده سال پیش تو یه همچین روزی وجود یه دوست چقدر به دادم رسید مهران جان هیچ وقت محبتهای اون شبت رو فراموش نمیکنم ممنونتم.
|
|